دست شستن از دنیا با ناگفته هایی از سید هاشم حداد (ره)

یکی از شاگردان سید هاشم حداد رحمة الله می گوید:
ایشان شور و علاقه عجیبی داشتند ما حتی از خوابشان سر در نیاوردیم؛ تمام شب مشغول تلاوت قرآن، ادعیه، خواندن مناجات، اشعار و تفکر بودند. اوایل که من جوان بودم و طاقت داشتم، با ایشان یکی دو ساعت پس از نیمه شب می نشستم، سپس می خوابیدم. بعد میدیدم که مرا برای نماز صبح بیدار می کردند.
استاد سید محمد حسن قاصی نیز می نویسد:
سخن از عبادات و سجده های او بس طولانی است. به همین مقدار اشاره میکنیم که قاضی (قدس سره) به عده ای از یاران در مورد مصاحبت و ملازمت با آقای حداد به مدت چند روزی توصیه می کردند تا عملا مفهوم انصراف از دنیا و توجه کامل به تکالیف شرعی و چگونگی سیطره فکر و ذکر و همچنین ژرف نگری در آفاق و انفس را ببینند، و اینکه چگونه صدمات روحی و جسمی هیچگونه تاثیری در ایشان ندارد و ملاحظه کنند که چگونه ایشان در رفتار و حالت یقین خود به صورت تعجب آوری ثابت و استوار است تا جایی که گرسنگی دائمی که آدمی را از پای در می آورد، هیچگونه تاثیری بر ایشان ندارد، یا در او نشانه ای از اضطراب و تشویش یا انتظار ایجاد نمی کند؛ که این حالت بالاترین مراتب یقین و اطمینان به خداوند کریم که او مصلحت بندگان خود را بهتر می داند.
البته باید گفت هر کسی قادر به تحمل چنین مشقات و سختی هایی نیست و این ریاضت ها هرگز برای انسانهای عادی توصیه نمی شود. استاد سید محمد حسن قاضی ادامه می دهد:
گفته اند یکی از ملازمان ایشان که مدتی با او زندگی می کرده، پس از مشاهده حالات او پا به فرار گذاشته است زیرا طاقت تحمل آن همه صبر و شکیبایی و آرامش و مقاومت را نداشته است، امام در او، نمونه کامل بنده راضی و تسلیم شده را می بیند و بر او آشکار می شود که توانایی آن همه مقاومت را ندارد و قادر نیست به خط مشی او ادامه دهد و لذا فرار را بر قرار ترجیح میدهد. جای شگفتی اینجاست که قاضی(قدس سره) هیچ گاه رسیدن به این درجه از شکیبایی را توصیه نکرده اند، یا بهتر بگویم راضی نبوده است کسی گرسنگی یا تشنگی بکشد. اما این سید تا جایی به مرحله یقین به خداوند رسیده بود و رضایت داشت که اصولا نیازهای جسمی خود را احساس نمی کرد. فراموش نکرده ام که هر بار به مجلس پدر(قدس سره) می آمدند، پدر دستور می داند برای او غذا و آب بیاورند و با او در مورد نخوردن غذا بر ایشان فشار می آوردند.