ما در زندگی روزمره خود، از وسایل و اسباب ظاهری و مادی بهره می گیریم. و به مقاصد خود نایل می شویم هر روز با تاکسی یا اتوبوس به محل کار یا تحصیل خود می رویم. و از دستان خود کمک می گیریم و بارهای سنگین را همراه دوستان و همراهان جابجا می کنیم، و از آنان کمک میگیریم. از نانوایان برای پختن نان و از آشپزها برای پخت غذا و ... استفاده می کنیم.

این یک نوع توسل (جستجوی وسیله) است و با آن مشکلات خود را رفع می کنیم.

2-ما در زندگی خود تنها حوائج مادی نداریم، بلکه نیازهای معنوی هم داریم و هم در زندگی خود تنها به اسباب و وسائل مادی توسل نمی جوییم بلکه از اسباب معنوی و غیر مادی هم کمک می گیریم، دعا میخوانیم، صدقه می دهیم، نذر می کنیم و ... تا نیازهای مادی و معنوی ما برآورده شود. پس ما در استفاده از اسباب و وسایل چه مادی (مثل دست و پا، تلفن، تاکسی، اتوبوس، هواپیما و ...) و چه معنوی (دعا، نذر، صدقه و ...) آزاد هستیم و کسی این توسلات و استفاده از اسباب را شرک و کفر نمی شمارد.

3-ما معتقد هستیم که وسیله بودن این وسایل هم از طرف خداوند است نه از طرف خود آنها. یعنی این وسایل هیچ گونه استقلالی در ذات و فعل خود ندارند. بلکه این خداوند است که دست و پا را وسیله قرار داده است یا دعا و صدقه و نذر را وسیله قرار داده است. و اگر کسی گمان کند که اینان بدون اذن و خواست خداوند وسیله هستند دچار شرک و دو بینی شده است.

4-ما وقتی می گوییم "یا علی مدد" یعنی اولیاء مقرب حضرت حق (جل و علا) را وسیله تقرب و کمک گرفته ایم و معتقدیم خداوند خود آنان را اسباب و وسیله قرار داده است تا بواسطه مقام قربی و معنوی آنان بتوانیم به مقاصد خود نایل شویم. اگر استفاده از تاکسی و هواپیما و دست و پا و نذر و صدقه شرک است، بهره بردن از نام و مقام قربی اولیاء خداوند هم شرک است و الا وقتی ما هم وسیله و هم آثار آن را از خدا می دانیم چه جای شرک؟

5-اما مسئله بدعت. شما در قرآن کریم می بینید که می فرماید:

وَ مَا أَرْسلْنَا مِن رَّسولٍ إِلا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظلَمُوا أَنفُسهُمْ جَاءُوک فَاستَغْفَرُوا اللَّهَ وَ استَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَّحِیما(1)

و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهی از او اطاعت کنند. و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‏آمدند و از خدا آمرزش می‏خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می‏کرد، قطعاً خدا را توبه‏پذیرِ مهربان می‏یافتند.

هم قرآن کریم می فرماید:

وَ إِذَا قِیلَ لهَُمْ تَعَالَوْا یَستَغْفِرْ لَکُمْ رَسولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصدُّونَ وَ هُم مُّستَکْبرُون(2)

و چون بدیشان گفته شود: «بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد»، سرهای خود را بر می‏گردانند، و آنان را می‏بینی که تکبّرکنان روی برمی‏تابند.

می بینیم که قرآن کریم آنان را سرزنش می کند که چرا نزد پیامبر اکرم (ص) نیامدند تا پیامبر اسلام برای آنان استغفار کند. آیا اگر آنان پیامبر را سبب و وسیله بین خود و خدای قرار می دادند تا مورد آمرزش قرار بگیرند، شرک و بدعت محسوب می شود؟!!! در مورد برادران حضرت یوسف می فرماید:

قَالُوا یَأَبَانَا استَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَطِئِینَ قَالَ سوْف أَستَغْفِرُ لَکُمْ رَبی  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم(3)

گفتند: «ای پدر، برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم.» گفت: «به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‏خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است.»

می بینیم فرزندان یعقوب پدر را واسطه آمرزش گناهان قرار می دهند. وقتی این قاعده کلی در دین وجود دارد و مجاز است مصادیق آن همه اولیاء خداوند هستند و تنها حضرت یوسف و پیامبر اکرم (ص) نیستد تمام کسانی که مقام قربی و ولایی داشته باشند شایسته واسطه بودن بدرگاه خداوند هستند.


1- سوره نساء آيه 64
2- سوره منافقون آيه 5
3- سوره يوسف آيه 97 و 98